گزارش بي بي سي از کنسرت های تازه شجریان در لندن

شجريان لندن ب۱

محل برگزاری دو شب کنسرت شجريان (يکشنبه و دوشنبه نهم و دهم اردیبهشت) در سالن کادوگان در مرکز لندن بود. سالنی با ظرفيت حدود 900 نفر که هر دو شب تقريبا پر شده بود و البته شب اول شلوغ تر از شب دوم بود. یکی از کارکنان سالن می گفت در اين سالن معمولا کنسرت هایی برگزار می شود که فقط یک شب اجرا دارد و اين میزان فروش برای دو شب متوالی، فروش خیلی خوبی است.

بر روی صحنه، سکویی کوتاه قرار داده شده بود مزين به گلیم و فرش رنگارنگ ايرانی و نوازندگان ايرانی بر روی آن نشسته بودند: چهارزانو و متواضعانه.

عنوان برنامه "سخن سعدی" بود و بخش عمده اشعار را هم غزلیات سعدی تشکيل می داد. شجریان در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت که مناسبت نامگذاری برنامه، سال سعدی است.

در کنسرت تازه شجريان، مجید درخشانی تار می زد، سعید فرج پوری کمانچه می نواخت، محمد فیروزی بربط می زد و همایون شجریان مثل همیشه تنبک می زد و پدر را در آوازخوانی همراهی می کرد.

 

قطعات بخش اول کنسرت در دستگاه ماهور نواخته شد. قطعه انتظار از مجيد درخشانی آغازگر برنامه بود. چند دقيقه ای همگی با هم نواختند و بعد، فرج پوری به تنهایی کمانچه زد و شجریان شروع کرد.

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمی بیند یا راه نمی داند
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

و باز صدای کمانچه فرج پوری و کمی هم همراهی بربط فیروزی و همنوازی تار و بربط:

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

قطعه بعدی "سرو چمان" از تصنیف های قدیمی محمدرضا شجریان بود که پدر و پسر با هم اجرا کردند.

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند...
دل به امید وصل تو همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی تو خدمت تن نمی‌کند

سرم پایین مشغول نوشتن بودم فکر می کردم شجریان می خواند سر که بلند می کردم می دیدم او ساکت نشسته و همایون است که می خواند. تشخيص صدای آنها از هم به مرور زمان سخت تر و سخت تر می شود:

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌ کند...
ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند

در ادامه برنامه، غزل با مطلع "دیر آمدی ‌ای نگار سرمست- زودت ندهیم دامنت از دست" اجرا شد.

پدر که می خواند، همایون ساکت بود. برای مدتی نوای حزن آلود تار درخشانی به تنهایی در سالن طنين انداز بود. بعد همایون تنبک را نوازشی داد و شروع کرد با همراهی فيروزی و فرج پوری.

بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست...

تصنیف سخن عشق آخرین قسمت از بخش اول برنامه که باز هم پدر و پسر هر دو در کار آواز بودند:
سخن عشق تو بی آنکه برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می دهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندا

در فاصله دو بخش برنامه فرصتی شد تا با چند نفر از شرکت کنندگان درباره آن صحبت کنم. شرکت کنندگانی که لزوما متخصص و کارشناس موسیقی نیستند اما در هر حال نظر آنان، از مهمترین عوامل موثر در برگزاری کنسرت های موسیقی است. يک نکته جالب در شرکت کنندگان، سن آنها بود. تعداد زیادی جوان در میان آنها به چشم می خورد و حتی چند کودک از یکی دو ساله گرفته تا ده دوازده ساله.

نسیم، يک دختر جوان می گفت که از برنامه خیلی لذت برده اگرچه که صدای سالن کنسرت قبلی را بیشتر می پسندیده. اما می گفت که صدای همایون از قبل هم پخته تر شده است.

ایمان که دستی هم در کار موسیقی دارد، گفت که شجريان روز به روز بهتر می شود و هر بار بهتر از بار قبل می خواند.

مرد جوانی می گفت که در طول برگزاری برنامه، صدای کمانچه بلندتر از صدای تنبک بوده در حالی که باید تنبک قوی تر باشد. به اعتقاد او، سالن کادوگان بیشتر برای تئاتر مناسب است نه موسیقی.

يک آقای نسبتا جوان انگلیسی که درباره موسیقی در منطقه خاورمیانه تحقیق می کند می گفت این اولین بار است که صدای شجریان را می شنود و از کنسرت او بسیار لذت برده است.

بخش دوم:

بخش دوم برنامه در دستگاه شور و مایه افشاری اجرا شد. در ابتدا قطعه ديدار از سعيد فرج پوری به اجرا درآمد و بعد هم آوازی بر روی همین قطعه با اين غزل سعدی که پدر خواند


من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی...


و پسر در ادامه که:
چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی
چونکه به بخت ما رسد، این همه ناز می کنی...


تصنيف "عهد شکن" آخرین قسمت از بخش دوم و پایانی برنامه بود:


شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم ...
تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خون خوار خویش نپسندم


بیا بیا صنما کز سر پریشانی
نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم
به خنده گفت سعدی از این سخن بگریز
کجا روم که به زندان عشق دربندم


بخش آخر اين غزل را هر پنج نفر با هم خواندند: کجا روم کجا روم کجا روم که به زندان عشق دربندم. همگی با هم خواندند و رفتند اما با اصرار جمعيت برگشتند که بیشترشان، "مرغ سحر" را طلب می کردند اما شجريان گفت: اجازه بديد يک آهنگ تازه اجرا کنيم که تا حالا نشنيدين: آهنگ "ساقيا" از سعید فرج پوری با شعری از مولانا.


"ساقيا" ريتمی شاد داشت و مردم بيش از این طاقت نياوردند و همراه با آن شروع کردند به دست زدن اما خيلی زود به خود آمدند که اين کنسرت جای دست زدن نيست.


"ساقیا" را هم همایون و پدرش به تناوب خواندند و تکرار کردند و در بخش هايی هم فرج پوری همايون را همراهی می کرد:


من از کجا، پند از کجا، باده بگردان ساقيا
آن جام جان افزای را بر ريز بر جان ساقیا
بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان
دور از لب بيگانگان پیش آر پنهان ساقيا...
اول بگیر آن جام می بر کفه آن پیر نه
چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا...
برخيز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود پیش آی خندان ساقیا


در طول برگزاری کنسرت، توازن ريتم ها و تنوع حال و هوای موسيقی ها اعم از قطعات حزن انگيز و قطعات شاد از تعادل فوق العاده ای برخوردار بود. زمان هر کدام نه آنقدر کوتاه بود که شنونده و مخاطب معمولی سيراب نشود و نه آنقدر بلند بود که حوصله او سر برود.


شجريان حدود يک سال و نیم قبل هم در لندن دو شب کنسرت داشت. دو سال پيش از آن نیز آثاری از موسیقی سنتی ايرانی را در اين شهر اجرا کرده بود. در آن کنسرت ها، علاوه بر همايون شجريان، حسین علیزاده و کیهان کلهر او را همراهی می کردند.


شجریان و همراهانش در ادامه تور جاری اروپایی خود جمعه اين هفته در سوئد برنامه خواهند داشت.

منبع:بی بی سی





















/ 1 نظر / 9 بازدید
فرزام

از اطلاع رسانی عاليتون ممنون