كيهان كلهر آرشه بر قلب خود ميكشد

۱۳۸۳/۱٢/۱٠

مقصرما هستيم

مقصر ما هستيم

091236.jpg

كيهان كلهر در آن نيمه شب اولين نفرى بود كه بلند شد و كف زد. همه در كرمان ساعت سه بامداد يكى از شب هاى جشنواره موسيقى نواحى در هتل گواشير مبهوت اجراى غلام  مارگيرى و پسرش شده بودند كه مولودى خوانى مى كردند. غلام  مارگيرى بعد ها گفت كه حاضر است قسم بخورد كه خيلى ها در آن مجلس «زار» داشتند. كيهان كلهر بعد ها گفت هيچ وقت در جايى نبوده كه اين موسيقى  ها همه با هم بر او نازل شوند و شگفت زده اش كنند. موسيقى هاى نواحى ايران. زمستان هميشه فصل كنسرت است و او در خارج از كشور به سر مى برد. خبر هاى كيهان كلهر هم هميشه از آن طرف ايران به گوش مى رسد. طورى كه آدم خيال مى كند او ديگر در ايران زندگى نمى كند.
آقاى كلهر براى حضور در جشنواره موسيقى نواحى به ايران آمده ايد؟ «من در ايران زندگى مى كنم.»
&&&&&
• كنسرت ها و كارهاى مشترك شما با شجاعت حسين خان و موسيقى كه به طور مستقل اجرا مى كنيد، تفاوت زياد با اجراهايى دارد كه تا به حال با محمدرضا شجريان و حسين عليزاده داشته ايد. به نظر شما اين باعث دوگانگى و گسست در كارتان نمى شود؟
يك موزيسين نبايد يك وجهى باشد. موزيسين امروز كارهاى مختلف انجام مى دهد و ديدگاه هاى متفاوت دارد. وقتى با آقاى شجريان و عليزاده كار مى كنم، بايد با هم به ديدگاهى مشترك رسيده باشيم كه براى همه مان قابل اجرا باشد. اين چند زبانه بودن اصلاً بد نيست و به فرد امكان مى دهد كه تجربيات مختلفى داشته باشد. من، آقاى شجريان و عليزاده زمانى در يك مجموعه قرار مى گيريم كه زبان هر سه ما باشد و وقتى به كار مشترك ما گوش مى دهيد، تاثير هر فرد در آن مشخص است و هر كس از زاويه ديد خود بر كار صحه مى گذارد. كار مشترك ما در حقيقت تمبر هر سه مان را دارد.
•يعنى نظر شخص خاصى در كار و اجرا ارجح نيست؟
نه، نظر كسى در اين مجموعه تحميل نمى شود. بنا به وسع و توانايى مان با هم همرنگ مى شويم و زيبايى كار هم در همين است. به همين خاطر وقتى به طور مستقل كار مى كنيم كاملاً با اجراهاى مشتركمان تفاوت داريم.
•اما در مورد آقاى شجريان اين تفاوت كه شما از آن سخن مى گوييد، فقط در بخش سازى مشهود است و به نظر مى رسد كه شيوه آواز در همكارى مشترك با شما و در كارهاى مستقل ايشان تغيير نمى كند.
آواز آقاى شجريان در «زمستان است» متفاوت از كارهاى قبلى ايشان بود. به هر حال ما هر كدام به وسع خودمان با كار درگير مى شويم و اثرى كه ارائه مى شود، گوياى ديد مستقل هيچ كدام از ما نيست.
•بيشتر اينطور به نظر مى رسد كه ديدگاه آقاى شجريان حاكم بر كار است. چون كارهاى شما وقتى با هم هستيد خيلى نزديك به كار ايشان است وقتى جدا از شما است.
نه اينطور نيست. در زمان هاى مختلف ديد ما با همديگر متفاوت است. و حتى با شعر حافظ كار مى كنيد برخورد سنتى ترى خواهيد داشت تا اخوان ثالث و شعر نو و ديد نوازنده متفاوت خواهد بود. نتيجتاً در كار اين گروه وجه سنتى كار ملموس تر است.
در مورد آقاى شجريان هم با اينكه آواز ايشان نزد عوام يا برخى خواص به سنتى بودن معروف است، اما مشخصه هاى نو گرايانه زيادى دارد. خيلى از نمونه هايى كه ايشان مى خوانند در آواز قديم و رديف وجود ندارد. يك نوگرايى داريم در داخل سنت و يك سنت گرايى در چارچوب نوگرايى كه من شجريان را متعلق به دسته اول مى دانم.
•در اين كارهاى مشترك، نظرات شما چقدر اعمال مى شود؟
هر كدام از ما به اندازه خودمان سهم داريم. ايده هاى بنده هم به سهم خودم در گروه اعمال مى شود.
•شما از موسيقى سنتى گذر كرده ايد، با اين حال با آقاى عليزاده و شجريان براى تشكيل يك گروه سنتى همكارى كرديد. اين رابطه چطور شروع شد و ادامه پيدا كرد؟
ما از قبل با هم الفت داشتيم. من از نوجوانى با آقاى عليزاده آشنا بودم و از بچگى صداى آقاى شجريان را مى شنيدم. ۱۰ ، ۱۲ سال پيش هم «شب، سكوت، كوير» را منتشر كرديم. شايد ما كسانى بوديم كه بيشتر از بقيه فعاليت داشتيم، كار مى كرديم و كنسرت مى داديم. در خارج از كشور هر كدام از ما را مى شناختند و مى خواستند در كنار هم ببينندمان. قبل از اينكه ما خود به همكارى با هم فكر كنيم، مردم ما را در كنار هم قرار دادند و بعد خودمان به اين فكر افتاديم كه با هم كار كنيم.
•اين همكارى تا كى ادامه پيدا مى كند؟
ما كارهاى جدا و مشغله هاى شخصى خود را داريم اما تا زمانى كه انرژى براى اين كار باشد با هم هستيم. اگرچه هر كارى يك دوره اى دارد و بالاخره زمانش به پايان مى رسد.
•موسيقى كه شما يا آقاى عليزاده ارائه مى كنيد خيلى مواقع لهجه رسمى  موسيقى ما را مى شكند. يعنى مطابق بر موسيقى اصيل و دستگاهى ما نيست. ديدگاه شما چقدر با هم مشترك است؟
اگر چه ممكن است من و آقاى عليزاده گفتارمان يكى نباشد اما در ذهنيت هاى ما تشابه زيادى وجود دارد. نقاشى كه سبك كوبيسم كار مى كند ممكن است از يك سرى رنگ ها استفاده كند و نقاش ديگرى با همان سبك و سياق از رنگ هاى متفاوتى. نوازنده مجموعه يك سرى عوامل است. از فيزيك بدنى گرفته تا فكر، تحصيلات، محل تولد، خانواده، استادانى كه دارد، نوع ساز، جهان بينى، استعداد موسيقايى، اخلاق، آشنايى با شرايط اجتماعى و حتى ديد سياسى شخصيت نوازنده را مى سازند. اگر مى بينيم كه نوازنده خوب كمتر تربيت مى شود به اين دليل است كه جامعه موسيقى موفق به تربيت نوازنده نبوده و كمتر مجموعه هاى سازنده در كنار هم قرار گرفته اند.
•خيلى از موزيسين هايى كه هنوز به سبك و سياق سنتى كار مى كنند فكر مى كنند فعاليت شما با آوردن تم هاى جديد كم كم باعث مى شود موسيقى از اصالت خود فاصله بگيرد. خودتان چه فكر مى كنيد؟
به هيچ وجه موافق اين ديدگاه نيستم. اصالت تاريخ توليد، آغاز و مصرف ندارد. كسانى كه از اصالت دفاع مى كنند مى توانند تاريخ شروعش را اعلام كنند؟ موسيقى تغيير مى كند همچنان كه هر عامل پويايى در زندگى تغيير مى كند و اين اجتناب ناپذير است. نمى شود براى سنت حد و مرز قائل شد. سنت ها همراه زندگى ما تغيير مى كنند. باعث افتخارم است در جامعه اى زندگى مى كنم كه پويا است. هيچ وقت فراموش نكنيم كسانى كه از نسل قبل هنوز هم مطرح هستند، به عنوان يك نوازنده با استعداد صددرصد متفاوت ساز مى زده اند. دنيا روى فكر جديد بنا شده است، اگرچه هر نوآورى بايد در چارچوب سنت باشد. من هنوز آنقدر سنتى هستم كه وقتى صداى سازم را گوش مى دهيد مى فهميد كمانچه مى زنم. اين سنتى بودن است اگرچه بعضى از مختصات سنتى موسيقى ممكن است در كارهايى كه مستقل انجام مى دهم، وجود نداشته باشد.
•در «شب، سكوت، كوير» چطور؟
اين اثر متعلق به سال ها پيش است. پيشنهادش از طرف من بود. موسيقى كردى براى من زبان مادرى است اما هميشه به موسيقى خراسان و تركمن صحرا ارادت خاصى داشته ام و سعى كرده ام آنها را در چارچوب موسيقى شهرى قرار دهم چون اين موسيقى براى جامعه اى كه تنها موسيقى شهرى ايران را مى شناسد، غير قابل دسترس است.
•الان به نظر مى رسد ديگر به فضا و حال و هواى «شب، سكوت، كوير» تعلق نداريد.
اين اثر زبان آن دوره من است و زمانش تمام شده. براى اينكه هيچ وقت نخواستم خود را تكرار كنم. بيشتر به دنبال بداهه نوازى به صورت تكنوازى، دو نوازى و گروه نوازى هستم و در زمينه بداهه نوازى گروهى هم كارى ضبط كرده ام كه هنوز منتشر نشده است. «غزل» و «در آئينه آسمان» با اين ديد شكل گرفت. قصد دارم تكنوازى را كه يكى از پايه هاى موسيقى ايران است جدى تر بگيرم و فعاليت هاى خود را بر اساس آن انجام دهم.
•تكنوازى به عنوان يكى از پايه هاى موسيقى ايران در اين سال ها از سوى بسيارى از گروه ها ناديده گرفته شده و حضورش كمرنگ است و شايد بيشترين دليلش اين باشد كه مخاطب ديگر علاقه اى به شنيدن موسيقى تك صدايى ندارد. بنابراين گروه ها هم به سمت سليقه مخاطب پيش مى روند.
بله. موسيقى مخاطب محور شده و شنونده ما از نظر دانش و آگاهى موسيقى، سطح بالايى ندارد. اما به هر حال اينطور هم نيست كه تكنوازى به عنوان شاخه اى از موسيقى كه طرفدار ندارد، معرفى شود. تكنوازى اصولى و درست حتماً شنونده خواهد داشت و اگر در برهه اى از زمان كنار گذاشته شده مقصر ما هستيم كه آن را به نحوه درست ارائه نكرديم. موسيقى حالا خيلى سطحى شده است و بيشتر مردم را به هيجان مى آورد تا اينكه قلب شنونده را لمس كند. وقتى از سالن كنسرت بيرون مى آييد فكر نمى كنيد موسيقى با شما است.
091239.jpg

موسيقى سنتى ما از تكنوازى شروع شده و شامل ساز و آواز است. فرد مدار است و با شخص سر و كار دارد. از جايى شروع شده كه بر دوش يك يا حداكثر دو يا سه نفر بوده. به همين دليل گروه نوازى به درد ما كه موسيقى تك صدايى داريم، نمى خورد. ديد نسل جوان باعث شده كارها به گروه نوازى نزديك شود كه البته در بعضى موارد آثار خوبى خلق مى شود اما به طور كلى جواب نمى دهد. در ايران گروه ها با ۲۰ ساز هم همان موسيقى را ارائه مى كنند كه با يك ساز. وقتى در غرب گروه هاى بزرگ متولد شدند، سازها همه خاصيت اجرايى داشتند و اين به ماهيت موسيقى غرب مربوط است كه چندصدايى است و سازهايى در وسعت هاى مختلف دارد. موسيقى غرب از عرض رشد كرده در حالى كه موسيقى ما در طول به وجود آمده و اينها دو دنياى متفاوت هستند. اما تقليد باعث شده ماهيت اصلى موسيقى خود را فراموش كنيم، در حالى كه ريزه كارى ها و ظرايف موسيقى ايرانى هنگامى كه فرد ساز تنها مى زند زيبايى سرشارى به آن مى دهد، در حالى كه ارتباط چندين نوازنده نمى تواند به همان زيبايى، ظرافت ها را به معرض اجرا بگذارد. اما در اين چند سال به ساز تنها بى مهرى شده است. نوازنده ها به عمق نمى رسند و به خاطر سيستم آموزشى در شيوه هاى اجرايى به ظرايف توجهى نمى شود. در گروه نوازى ها هم به جاى ساز زدن جدى استفاده از سازهاى كوبه اى باب شده است.
•اين در گروه هايى هم كه ادعاى اصالت دارند مشهود است.
يكى از دلايلش اين است كه همه درگير توليد شده اند. جوان ها مى خواهند به جايى برسند كه زودتر اجرا كنند. خب در يك مرحله زمانى انواع و اقسام موسيقى از مملكت ما گرفته شد و موسيقى سنتى مسئول تمام وقت اين هنر در جامعه شد و همين به بازارى شدنش كمك كرد. شايد اگر روى موسيقى ايرانى اين قدر فشار نبود كارش به اينجا كشيده نمى شد.
•همكارى شما با شجاعت حسين خان به دليل علاقه شما به تلفيق دو نوع موسيقى بود كه اين روزها خيلى هم باب شده است؟
اين همكارى هم از توجه به تكنوازى مى آيد. براى تلفيق دو نوع موسيقى بايد شناخت نسبى به وجود بيايد. من در اين تلفيق نمى خواهم دامنه تنوع موسيقى ها را گسترش دهم يعنى يك نوازنده از هند، يك نوازنده كلاسيك اروپا، يك نوازنده آمريكاى جنوبى و. . . را در كنار هم قرار دهم، چون نزديك كردن آنها به زبانى مشترك سخت است و به اندازه يك عمر تلاش براى شناخت اين نوع موسيقى هم كفاف نمى  دهد. از اين گذشته در چنين تلفيقى موسيقى به وجود نمى آيد و شما فقط سر و صدا مى شنويد. تلفيق موسيقى در حقيقت الگويى از غرب بوده كه از چهل سال پيش شروع شده و البته هميشه در موسيقى وجود داشته است. اما اين تلفيق براى موسيقى هايى كه به هم نزديك ترند راحت تر و بهتر انجام مى شود. براى يك موزيسين شرقى مثلاً ارتباط با نوازنده آمريكاى شمالى خيلى سخت تر و درصد موفقيت آن كمتر است.
•ايده هاى شما در همكارى با شجاعت حسين خان چند درصد كار را تشكيل مى دهد؟
تقريباً نيمى از كار. من از اينكه ايده هايم صد در صد اجرا نمى شود، خوشحالم. وقتى شجاعت حسين خان را انتخاب كردم عوامل بسيارى را در نظر گرفتم. او از خانواده اى است كه هفت نسل قبلش نوازنده سيتار بودند و از اين گذشته نوازنده هم نسل من است و مشكلات جامعه امروز را مى فهمد. دوست دارم اين پروژه با تساوى كامل آرا و ايده ها اجرا شود و هر چه او مى داند و من نمى دانم در اين زمينه به كار گرفته شود. نمى خواهم متكلم وحده باشم مگر در كار گروهى كه خودم آن را نوشته باشم.
•شناخت شما از شجاعت حسين خان چطور به وجود آمد؟
من در نيويورك زندگى مى كردم اما هر از چندى كنسرت هاى موسيقى شمال هند را مى ديدم. مدت ها بود مى خواستم با نوازنده اى از فرهنگ ديگر كار كنم. طرز نوازندگى شجاعت حسين خان، ديدش نسبت به موسيقى، آهنگ هايى كه مى نوازد و رتبه اى كه در موسيقى هنرى دارد باعث شد به او پيشنهاد همكارى بدهم. استقبال كرد و غزل ۲،۱ و ۳ را با هم منتشر كرديم. غزل يك كاملاً بداهه است و ما قبل از آن هيچ تمرينى با هم نداشتيم. اما هر چه گذشت در غزل هاى بعدى اين زبان مشترك به هم نزديك تر و پخته تر شد.
•با نوازنده هاى ديگر چنين تجربه اى نداشته ايد؟
چرا. با آقاى مرادى در آئينه آسمان را منتشر كردم كه به هر حال كار تلفيقى است. چون در اين اثر من نوازنده سنتى هستم و از مقام هايى كه او مى نوازد آگاهى ندارم و در حقيقت فقط با مكتب نوازندگى ايشان آشنا هستم.
•به صحبت هاى قبلى بر مى گردم. با توجه به اينكه شما در موسيقى راهى مستقل و متفاوت از گذشته را در پيش گرفته ايد و عقيده داريد كه كارهاى گذشته را تكرار كنيد، ضرورت همكارى با آقاى عليزاده و شجريان فارغ از نگاه هاى بيرونى در يك گروه سنتى چه بوده است؟
ما اگرچه دغدغه هاى مختلف داريم اما مجموعه اى ارائه مى كنيم كه فردا از ما باقى خواهد ماند. دوست داريم گاهى مواقع به حالت اصيل موسيقى برگرديم، حالت سنتى در كنار هم بودن نوازنده تار، تنبك و كمانچه. به همين دليل با آقاى شجريان يا شجاعت حسين خان حس هاى مختلفى روى صحنه دارم.
•با اين اوصاف شما، آقاى عليزاده و شجريان خود را يك گروه مى دانيد؟
نه ما يك گروه نيستيم. خواننده و نوازنده هايى هستيم كه دور هم جمع شده ايم. در يك گروه يك ايده و يك فكر حاكم است و سرپرست مشخص است در حالى كه ما چنين خصوصياتى نداريم اما مى خواهيم موسيقى ايرانى و ظرايف آن را دوباره يادآورى كنيم.
•پس قطعاً اين موسيقى دغدغه اصلى شما و مطابق سليقه تان نيست.
نه اين طور كه شما مى گوييد نيست. فكر نمى كنم بخواهم قسمتى از مجموعه اى باشم كه نتوانم سلايق و زبان خود را در آن مطرح كنم. هيچ كارى براى من اتفاقى نبوده و با مطالعه كامل هر پروژه اى را انتخاب كرده ام. چون دوست ندارم در فيلمى  هنرپيشه باشم كه سناريويش از قبل نوشته شده است.
•نمى خواهيد براى مخاطبان كارهاى مستقل تان در ايران اجراى زنده اى داشته باشيد؟
من ۱۲ سال در ايران اجرايى نداشته ام. فقط بعد از زلزله بم براى كمك به حادثه ديدگان با آقاى عليزاده و شجريان سه شب كنسرت برگزار كرديم اما براى اجراى كنسرت مستقل هنوز تصميم نگرفته ام. آنقدر اجراى موسيقى در ايران مشقتبار و سخت است كه وقتى روى صحنه مى رويد اصلى ترين كار كه ارائه موسيقى است فرعى ترين كار به حساب مى آيد بنابراين دوست ندارم در چنين فضايى كار كنم، در حالى كه هنوز كاربرد موسيقى در جامعه ما مشخص نيست و اين دوگانگى باعث مى شود براى ادامه كار در آدم ميلى نماند.

روزنامه شرق-مرضيه رسولی
ادیب رستمی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

دل آواز
wnyc
انستيتوي موسيقي جهاني
جاده ابریشم
مرکز موسیقی بتهوون
هرمس
ماهور
هنر و موسیقی
موسیقی ما
Agrin ensemble(آگرین)

Promote Your Page Too